حتماً‌ اتفاقی که باعث سرودن این دوبیتی توسط مرحوم باباطاهر شده را در کتابها و نوشته‌ها خوانده‌اید و یا توسط کسان دیگر شنیده‌اید.

 

قصه از آنجایی شروع می‌شود که روزی آقای باباطاهر همدانی در راه مشاهده می‌کند که پیرمردی به همراه الاغش که بار علوفه بر پشتش دارد از راهی می گذرد. پیرمرد قصه به علت کهولت سن دم اولاغ را گرفته بود تا به کمک آن ناهمواری راه را تحمل کند.  در حین حرکت گهگاهی هم با سیخکی که در نوک چوبی بود به ران الاغ ضربه می‌زد تا آن حیوان تندتر برود. از ضربه سیخ ران الاغ خونی شده بود و کمی از آن خون هم به دست پیرمرد بیچاره مالیده شده بود. القصه پیرمرد هم فتیری که از آرد جو درست شده بود به همراه داشت تا موقع گرسنگی آن را بخورد. زمانی که می‌خواست نان جو یا همان فتیر را بخورد با همان دست خونی آن نان را به دندان می‌گرفت و شروع به خوردن می‌کرد. در این بین جناب باباطاهر در مقایسه این فقر همراه با زحمت وخون دل خوردن با کسانی که در کاخهایشان با ظروف طلا غذاها و نوشیدنی‌های گوناگون می‌خورند و می‌نوشند، این دوبیتی را می‌سراید:

 

اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چون است و آن چون

یکی را می‌دهی صد ناز و نعمت

یـکــی را  نــان جـو آلــوده در خــون

 

به سلیقه خودتان شعر مرحوم باباطاهر را با دیدن عکسهای این پست نقد کنید.

 

یکی را داده‌ای صد ناز و نعمت

 

 

 

 

یکی را نان جو آلوده در خون

 

 



تاريخ : 93/08/02 | 12:57 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 
 
 هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن فتحعلی شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

 

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.


تاريخ : 93/08/02 | 12:56 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
علی (ع) از دیدگاه دکتر علی شریعتی
 
"... سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلكه خود را در برابر معجزه‌ای و حتی در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌كند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزه‌ای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

گاه علی (ع) را كه توی این جنگ‌ها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌كرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول كنم كه رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتی یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!

درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بی‌تاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌كند.

مسلما هر كسی كه انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌كند، انسان است، این است كه می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتی برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.
 

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی مرد كار یدی، كشاورزی و تولید، علی ‌مظهر نثر و شعر علی بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تكیه بر عدالت، علی تساوی در مصرف، علی امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی انسان‌دوستی.

درد علی (ع) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم كه از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌كند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمی‌شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را كه علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی‌كند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمی‌كنیم.

ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مكتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، ‌به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم كه با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی كه «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل كردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یك ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراكه شیعه علی (ع) همچنان كه گفتم علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی وار پرستیدن و علی  ‌وار خدمت كردن است..."


تاريخ : 93/08/02 | 12:53 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد!؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد! بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا! پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند،جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک او احتیاج دارد! پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را نیز برای کمک با خود بیاورد! جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید: آیا مسلمان دیگری هم در بین شما هست؟!! افراد حاضر در مسجد یا دیدن چاقوی خونی وحشت زده همه نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند! پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت: ای نامسلمانان! چرا به من نگاه میکنید!!! به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود!!! ********* واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند سئوالی دارم از دانشمند مجلس، باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند؟ این داستان اندر حکایت مسلمانی ما مدعیان مسلمان است، او با ما عاشقی می کند و در جوابش ما به چشم بر هم زدنی برای تحصیل این دنیا او را فراموش می کنیم، او تمام عمر نگاهش به ماست و ما تمام عمر به دنبال خواسته های خودمان هستیم، او مشتاق برای نزدیک شدن ما به خودش و ما مشغول به اموری که حتی ما را به خودمان هم نزدیک نمی کند. یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشید شاید که نگاهی کند آگاه نباشید بارها گفته است زمانی که به احتیاج می افتید مانند شخصی که در کشتی سوراخ شده در دریا گیر افتاده است به خواهش و التماس می افتید و با خدا عهد می بندید و ازاو کمک می خواهید، ولی زمانی که از حادثه جان سالم به در می برید پس از مدت کوتاهی همه آنچه در گذشته اتفاق افتاده را فراموش می کنید و دوباره به مسیر گذشته باز می گردید. مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت ای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم کاش یادمان می ماند از کدام دیار هستیم: من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم معلوم نیست چه وقت می خواهیم ایمان و یقین را چنان محکم گردانیم که با هر بادی از جای خودمان کنده نشویم، همیشه به فردایی که حتی نمی دانیم در آن هستیم یا نیستیم حواله می دهیم، و وای به روزی که فرصت از دست رفته باشد و دست ما به جایی بند نباشد. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین وین اشارت زجهان گذران ما را بس



تاريخ : 93/08/02 | 12:52 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 

لینک فایل حجم فایل
-2.pdf 201.839 KB

 

لینک فایل حجم فایل
تکلیف_فارسی_مهر_1.docx 290.508 KB


تاريخ : 93/07/29 | 21:46 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین(بسيار خواندني و آموزنده)


دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت:آیا من هم به آن مهمانی خواهم رفت؟

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.

همه دختران دانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، وهیچ گلی نرویید.

روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود... .

منبع:روزنامه ی عصر ايران



تاريخ : 93/07/24 | 14:13 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

رسول خدا(ص) فرمودند : آن چه من آرزو دارم این است که در قلب همه  افراد امتم سوره یس باشد.

سوره یس آن قدر با فضیلت است  که قلب قرآن نام گرفته و متعلق به قلب عالم امکان حضرت محمد(ص)می باشد.

ما عقیده داریم خدا بهشت را به بهانه میدهد زیرا بسیار مهربان است یکی از این بهانه های عالی تلاوت روزانه سوره یس است.

نام های دیگر سوره عبارتند از:قاضیه -دافعه-ریحانه قرآن و ...

امام صادق (ع) فرمودند:سوره یس را به فرزندانتان تعلیم دهید زیرا ریحانه قرآن است.

این سوره ۸۳ آیه و ۷۲۹ کلمه دارد.

با خواندن هر حرف ۱۰ ملک نزد شما حاضر شده و برایتان دعا می کنند حال که این سوره عزیز ۳۰۰۰ حرف (به قولی)و به قول دیگر(۳۷۲۹)حرف دارد حساب کنید تا آخر سوره چند ملک نزد شما حاضر می شوند.

{ای خدا ی مهربون بابت این همه لطف ممنون}

پیامبر اکرم فرمودند:ای علی(ع) سوره یس را بخوان که در آن ده برکت است:

۱-هیچ گرسنه ای آن را نمی خواند مگر سیر شود

۲-و هیچ تشنه ای مگر سیراب شود

۳-و هیچ برهنه ای مگر پوشیده شود

۴-و هیچ فرد مجردی مگر ازدواج کند

۵-و هیچ نگران و تر سانی مگر در امان شود

۶-و هیچ مریضی مگر خوب شود

۷-و هیچ زندانی و گرفتاری مگر خلاصی یابد

 ۸-و هیچ مسافری مگر این که در سفر کمک و یاری شود

۹-و نزد فرد در حال احتضار خوانده نمی شود مگر این که جان دادنش آسان شود

۱۰-و این سوره را فردی که گمشده ای دارد نخواند مگر این که گمشده اش پیدا شود.

امام زمان(عج)به آیت الله مرعشی نجفی توصیه کردند که هر روز بعد از نماز صبح سوره یس بخوانند



تاريخ : 93/07/24 | 14:12 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

زن و شوهر پیری  با هم زندگی می‌کردند. پیرمرد همیشه از خـُر و پـُفِ همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی‌رفت و گله‌های شوهرش را به حساب بهانه‌گیری‌های او می‌گذاشت. این بگومگوها همچنان ادامه داشت تا این که روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای این که ثابت کند زنش در خواب خـُر و پـُفِ می‌کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می‌کند و یک شب همه سر و صدای خـُرناس‌های گوشخراش همسرش را ضبط می‌کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می‌شود و شادمان از این که سند معتبری برای ثابت کردن خـُر و پـُفِ  های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می‌رود و او را صدا می‌کند، غافل از این که زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!!! از آن شب به بعد خـُر و پـُفِ ‌های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام‌بخش شب های تنهایی او می‌شود.  قدر هر کسی را بدانیم تا یک روزی پشیمان نشویم.

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم        روزی سراغ وقت من آئی که نیستم...(شهریار)

و حافظ می گوید:

امروز که در دست توام مرحمتی کن      فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت....



تاريخ : 93/07/24 | 14:10 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند. دستان پیرمرد میلرزید، چشمانش تار شده بود و گام هایش مردد و لرزان بود.

اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع می شدند، اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت. پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند…

پسر گفت: باید فکری برای پدربزرگ کرد. به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.‌ پس زن و شوهر برای پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند. در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد، در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت می بردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا میدادند.

گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است. اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او میدادند.

اما کودک چهارساله شان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود. یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود. با مهربانی از او پرسید: پسرم، داری چی میسازی؟‌ پسرک هم با ملایمت جواب داد: یک کاسه چوبی کوچک، تا وقتی بزرگ شدم با اون به تو و مامان غذا بدهم. و بعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد.

این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبانشان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد. آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد...

 

   


تاريخ : 93/07/24 | 14:10 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 
چگونه دندان هاي سفيد و براقي داشته باشيم؟

دندان های ما طبیعتا سفید است اما دندان های بعضی از افراد کمی سفید تر یا کمی زردتر است. در مرحله ی اول،سفیدی و جنس دندان از همان دوران کودکی،و از دندان های شیری کودکان مشخص می شود به همین دلیل باید از همان ابتدا توجه خاصی را به دندان های کودکشان داشته باشيم.تفاوتی که بین دندان های شیر و دندان های دائمی:دندان های دائمی دارای مینای و ساختار متفاوت تری نسبت به دندان های شیری هستند.این تفاوت اساسی با بالاتر رفتن سن و رشد دندان های بیشتر بروز می کند،هم چنین مسئله ی مهمی که در مورد دندان های پیش می آید در رابطه با طرز نگهداری و مواظبت آنهاست.اگر به درستی از دندانهایتان مواظبت نکنید باعث می شود که مینای دندان هایتان به مرور زمان باریک شده و از بین بروند.* به عاج های دندان تان نیز باید اهمیت بدهید.زیرا عاج های دندان نیز نقش بسیار مهمی را در استحکام و پایداری دندان ایفا می کنند.عاج های دندان نقش مستقیمی در سفیدی و درخشندگی دندان های شما دارند. دندان هاي سفيد و دندان هاي براق: تفاوت جزیی اما مهمی بین دندانهای سفید و دندان های براق وجود دارد.بسیاری از افراد از مواد سفید کننده یا پودر های سفید کننده دندان استفاده می کنند به امید اینکه دندان های شان براق شوند. عواملی که باعث می شود دندان های شما براق شود بدین ترتیب می باشد:

1.استفاده مرتب و مداوم از مسواک .

2.هیچ گاه مسواک را بر روی لثه های خود نکشید زیرا باعث می شود که لثه های تان از بین رود و هنگامی که لثه از بین رود،دندان دیگر پایه و جایگاهی برای حفظ خود ندارد.

3.بعضی از افراد نحوه ی صحیح مسواک زدن را نمی دانند.به همین دلیل ممکن است نا آگاهانه مینای دندان شان را از بین ببرند.نحوه ی صحیح درست مسواک زدن را از دندانپزشک خود بیاموزید.

4.اگر از مینای و عاج دندان تان به خوبی مراقبت کنید،بعد از مدتی،از سفیدی و شفافیت دندان های تان متحیر خواهید شد. چگونه دندان هاي سفيد و براقي داشته باشيم؟-

5.بسیاری از افراد با جرم گیری مداوم و مرتب،دندان های شان را براق و تمیز می کنند.اما مراجعه های متعدد نزد دندانپزشک برای جرم گیری،باعث می شود که مینای دندان هایتان مقاومت خود را از دست بدهد.

6.افرادی که به وفور از چای،قهوه استفاده می کنند باعث می شود که دندان هایشان رنگ زردی را به حود بگیرد،زیرا این مایعاتی که میل می کنید دارای رنگ موثری برای تغییر سطح دندان شما هستند. چگونه دندان هاي سفيد و براقي داشته باشيم؟-

7.کیک های بسیار شیرین را نخورید یا اگر از این کیک های میل می کنید،بعد از خوردن از مسواک استفاده کنید.زیرا کیک های که خیلی شیرین هستند دشمن اصلی دندان هستند.


   


تاريخ : 93/07/24 | 14:8 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
لینک فایل حجم فایل
سوالات_ریاضی_هفتم_فصل_اول.pdf 197.964 KB


تاريخ : 93/07/18 | 21:42 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
لینک فایل حجم فایل
سوالات_ریاضی_هفتم_مهرماه.pdf 178.278 KB


تاريخ : 93/07/18 | 13:8 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

خواندن دعا دروقت ذبح گوسفند ياگاو درروز عيدسعيدقربان

وَجَّهْت ُ وَجْهِي َ لِلَّذِي ْ فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأرْضَ حَنِيْفاَ مُسْلِماَ وَما أنا مِن َ الْمُشْرِكِيْنَ إنَّ صَلاتِي ْ وَ نُسُكِي ْ وَ محيايَ وَمَماتيِْ لِلّه رَبِّ الْعالَمِيْن َ لاشَريْك َ لَهُ‌ وَ بِذالِك َ اُمِرْتُ وَ أنا مِنَ الْمُسلِمِيْن َ، ألَّلهُمَّ مِنْك َ وَ لَكَ‌ بِسْمِ الله ِ وَالله ُ أكْبَرُ ،‌ ألَّلهُمَّ تَقَبَّل مِنـِّي



تاريخ : 93/07/05 | 22:33 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 

لینک فایل حجم فایل
فرم سازمان_عملي[1].DOC 135.500 KB


تاريخ : 93/07/04 | 17:47 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
اوّل مهر، آغاز مهرباني و مهرورزي، بر شما دانش آموزان مبارك باد.

آغاز مهر و طنین دوباره ی زنگ مدرسه و نسیم خوش تعلیم‌ و تربیت بر همه ی دانش‌آموزان و معلمان  پرتلاش ، مهربان و مهرپرور مبارک باد .

اول مهر شروع بهار تعلیم و تربیت مبارک باد.

آغاز ماه مهر، ماه شکوفایی علم و دانش مبارک باد.

آغاز فصل رويش بر جوانه های اميد مبارك باد

زنگ اوّل مهر، زنگ بيداري براي حركت به سوي فرداهاي روشن است.

اوّل مهر، روز مهرانگيز بازگشايي مدرسه ها و آغاز سال تحصيلي، بر شما دانش آموزان مبارك باد.

آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن، بر دانش آموزان عزیز مبارک!

فرارسیدن تابش خورشید علم بر سرزمین دل ها مبارک باد.

اول مهر، روز طلوع دوباره صبح دانش بر سحرخیزان و دلدادگان عرصه علم مبارک باد.

طلوع دوباره خورشید دانش بر اهالی دانشْ دوست تهنیت باد.

اول مهر، روز بذرافشانی دانه های علم و بصیرت مبارک باد.

تولد دوباره مدرسه و کتاب نظم و انضباط بر همه جویندگان علم و دانش مبارک باد.

اول مهر، آغاز زنگ دانایی بر پیشه وران کسوت خرد مبارک باد.

فرا رسیدن دوباره عطر پرواز در فضای علم و دانش مبارک باد.

فصل پاییز و پیوند شاخه تعلیم و تربیت بر پیچک زندگی مبارک باد.

اول مهر، روز خانه تکانی و زدودن گرد و غبار جهل و جهالت مبارک باد.

در فصل پاییز، میوه بوستان درخت عمر بر شاخه علم به بار می نشیند.

فرا رسیدن ماه مهر و مهربانی مبارک.

ماه مهر، فصل رويش و شكوفايي دانایی ، بر تمامي معلّمان و دانش آموزان ايران زمين  تهنيت باد. شور سرمستي دانايي و توانايي گواراي وجودتان !

آغاز سال تحصیلی نو را که سرآغاز رویش و طراوت در بوستان عشق و محبت است به تمامی همکاران ارجمند و  فرهیخته و دانش آموزان جویای دانش و معرفت تبریک می گوییم و از خداوند منان برای تمامی عزیزان توفیق روز افزون همراه با شکوفایی و سربلندی مسئلت داریم.

شروع مهر سرآغاز بهار مهربانی و دوستی مبارک باد

مهر، سرآغاز فصل علم‌آموزی است؛ علم چگونه آموختن!

در مهر، تلاش و ممارست و تفکر گرد هم می ‌آیند تا علم را بیافرینند.

اول مهر، روز بازگشایی درهای قصر علم به روی جآنهای مشتاق است.

مهر، شاهراهی است که به دروازه‌ های علم منتهی می‌ شود.

با مهر، به سوی باغ سبز و پرگل علم می‌رویم به امید آن که با بوییدن گل ‌های آن، آداب علم‌آموزی را نیز فراگیریم.

مهر، یک فرصت است؛ فرصت قدم نهادن در جاده پرپیچ و خمِ علم.

مهر، نقطه آغاز ماراتن علم‌آموزی است.

مهر، عرصه شکوفایی علم‌ آموزی است.

سرچشمه‌ های علم، در مهر، نهفته ‌اند.

مهر، تداعی ‌گر تلاش و پویایی در راه کسب علم است.

مهر، را با مهر، برای کسب آداب علم ‌آموزی بیاغازیم.



تاريخ : 93/06/30 | 21:26 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

کتاب ریاضی چهارم دبستان نیز ساختار ی شبیه کتاب های ریاضی دوم و سوم دبستان دارد. با توجه به نظرات معلمان محترم مبنی بر کاهش حجم و محتوای کتاب های درسی جهت تعمیق و تفهیم بهتر مطالب، برای کتاب ریاضی چهارم دبستان 7 فصل در نظر گرفته شده است.

هر فصل حاوی موارد زیر می باشد:

صفحه عنوانی (1 صفحه):در این صفحه شماره و عنوان فصل به همراه تصاویر مرتبط با آن موضوع و یک دانستنی کوتاه و مرتبط با مفاهیم آن فصل ارائه می شود. 

صفحه حل مسئله (2 صفحه):هر فصل با تعدادی مسئله جهت یادآوری راهبردهای حل مسئله شروع می شود. تعدادی از این مسئله ها زمینه ساز آموزش مفاهیم آن فصل بوده و مورد نظر در انجام فعالیت های آن فصل به کار می رود.

درس ها (4 ×4 صفحه):هرفصل دارای 4 درس است. هر درس شامل فعالیت های آموزشی، کار در کلاس و تمرین می باشد.

مرور فصل (3 صفحه):در پایان هر فصل در این قسمت مطالب، مفاهیم فصل مرور می شود. این قسمت شامل فرهنگ نوشتن، تمرین های دوره ای، سرگرمی و ریاضی، فرهنگ خواندن است.

بنابراین در مجموع هر فصل 22 صفحه و کتاب 156 صفحه خواهد شد.

به طور تقریبی هر درس 4 صفحه ای برای یک هفته در نظر گرفته شده و با توجه به اینکه کتاب 28=4×7 درس دارد، می توان محتوای کتاب را برای 28 هفته ای آموزشی زمان بندی کرد.



تاريخ : 93/04/31 | 14:34 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 
 
 
 
 

 شما مي توانيد نظرات و پیشنهادات خود را جهت بهبود روند تالیف کتاب از طریق پست الکترونیکی زیر برای گروه درسی ریاضی ارسال نمایید.

 h66amiri@yahoo.com

 

 

  دریافت فایل کامل کتاب رياضي پايه چهارم ابتدايي حجم 5.34 MB    
       
  رياضي پايه چهارم ابتدايي   رياضي پايه هشتم متوسطه اول
  فصل اولاعداد و الگوها   فصل اول عددهای صحیح و گویا  
  فصل دوم  كسر   فصل هشتم آمار و احتمال 
  فصل سوم ضرب و تقسيم   فصل دوم حساب عددهای طبیعی
  فصل چهارم اندازه گيري   فصل چهارم مختصات و بردار
  فصل هفتم امار و احتمال   فصل هفتم توان و جذر
  فصل پنجم عدد مخلوط و عدد اعشاری   فصل پنجم  جبر و معادله
  فصل ششم شکل های هندسی   فصل نهم دایره ها
      فصل ششم مثلث
      فصل سوم چند ضلعي ها


تاريخ : 93/04/31 | 14:33 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدم : هر آنچه می توانستم!


تاريخ : 93/04/31 | 14:30 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |



تاريخ : 93/04/31 | 14:29 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

خــــدا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمی شود،
تنها كسی است كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد،
با پای شكسته هم می توان سراغش رفت،
تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد،
تنها كسی است كه وقتی همه رفتند می ماند،
...وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید،
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود
و تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن.
خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...



تاريخ : 93/04/31 | 14:27 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |



تاريخ : 93/04/31 | 14:26 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

تست هوش شماره پارکینگ !

پرسشی که در هنگ کنگ و برای امتحان ورودی سال اول راهنمایی طراحی شده بود به سرعت به شهرتی جهانی دست یافت تا جایی که بسیاری از وبسایت ها از جمله وبسایت اقتصادی بیزنس اینسایدر (BusinessInsider) آن را مورد توجه قرار داده اند. در این پرسش خودرویی نشان داده شده که در یکی از پارکینگ ها پارک کرده و از دانش آموزان پرسیده شده تا شماره پارکینگی که خودرو در آن قرار دارد را در پاسخنامه بنویسند. دانش آموزان باید با درنظر گرفتن شماره دیگر پارکینگ ها، شماره پارکینگ مورد نظر را حدس می زدند. اگر شما هم می خواهید سطح دانش ریاضی خود را بسنجید، می توانید تلاش کنید که پاسخ این پرسش را بیابید، البته به خاطر داشته باشید که زمان در نظر گرفته شده برای پاسخ داده به این پرسش تنها ۲۰ ثانیه است !


جواب سوال در ادامه مطلب...
 



ادامه مطلب
تاريخ : 93/04/31 | 14:25 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
موسيقی می‌تواند روح را برانگيزد يا آرام ‌سازد؛

نقاشی می‌ تواند چشم‌نواز باشد؛
شعر می‌تواند عواطف را تحريك كند؛

فلسفه می‌تواند ذهن را قانع و راضی سازد؛

مهندسی می‌تواند زندگی مادی آدمی را بهبود بخشد؛

اما 
رياضيات همه اين ارزشها را با هم عرضه می‌كند.


تاريخ : 93/04/31 | 14:24 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |



تاريخ : 93/04/31 | 14:23 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |



تاريخ : 93/04/31 | 14:22 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
عتیقه  فروشی کاسه نفیسی را در منزل یک روستایی دید که گربه ای از آن آب میخورد. خواست آنرا مجانی بدست آورد. گفت عموجان گربه را چند میفروشی. روستایی گفت یک سکه. عتیقه فروش گربه را خرید و قبل از رفتن گفت ممکن است گربه تشنه شود کاسه آب را هم یک سکه بفروش. رعیت گفت قربان تابحال پنج گربه را اینگونه فروخته ام. کاسه فروشی نیست.



تاريخ : 93/04/31 | 14:20 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

مرد قوي هيكل، در چوب بري استخدام شد و تصميم گرفت خوب كار كند.
روز اول ۱۸ درخت بريد . رئيسش به او تبريك گفت و او را به ادامه كار
تشويق كرد. روز بعد با انگيزه بيشتري كار كرد، ولي ۱۵ درخت بريد.
روز سوم بيشتر كار كرد، اما فقط ۱۰ درخت بريد . به نظرش آمد كه ضعيف
شده است .

 نزديك رئيسش رفت و عذر خواست و گفت نمي دانم چرا هر
 چه بيشتر تلاش مي كنم، درخت كمتري مي برم رئيس پرسيد: آخرين بار كي تبرت را تيز كردي؟او گفت : براي اين كار و قت نداشتم . تمام مد ت مشغول بريدن درختان  بودم



تاريخ : 93/04/31 | 14:20 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |

فرق ریاضیدان با فیلسوف!

از بقراط میپرسند که فرق ریاضیدان ها با فلاسفه چیه؟ میگه: ریاضی دان ها سعی میکنن هر مسئله ای رو با کمک ریاضی حل کنن، ولی فلاسفه سعی میکنن هر چیز حل شده ای رو به مسئله تبدیل کنن!



تاريخ : 93/04/31 | 14:19 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
اگریکی بپرسه 2×3چندمیشه؟ فورا درکمال سادگی میگی:6 تا
واگر بپرسند چقدر طول کشید تاحلش کردی؟ هم فورا میگی: یک ثانیه
حالا اگر ازت خواستند که 13×12 را در همین مدت کوتاه حل کنی، میتونی؟
حتما کمی متردد میشی ویا ماشین حساب را بکارمیگیری
نه، نه بدون استفاده ازماشین حساب
یک روش ریاضی بسیار ساده(اما درحدموشک) هست که درعرض چندثانیه مساله راحل میکنه ودقیق، دقیق وسریع
واین برای حل اعداد از11 تا19 باهمان سرعت اعداد از1 تا9 هست باما باش تاراه حل را کشف کنی

اینم راهکار:
12 × 13
عدد (2) را در (3) ضرب کن ودراول حاصلضرب (سمت راست بگذار 6 )
وخودهمین عدد را باهم جمع کن ودرکنارش بگذار(5)
وعدد 1 که خودش هست و در اول بزار
حاصلضرب میشه:156

یه مثال دیگه میزنم تاخوب تو کله تون جابره :
12×14=؟
4×2=8                               
4+2=6
با عدد یک که درآخر میزاریم پس میشه: 168

ویه مثال دیگه تاحسابی جابیفته:
11×13=؟
1×3=3
1+3=4
وعدد 1 را درآخر جابدین حاصلش میشه: 143

این راه حل بسیار ساده وسریع را یاد بگیرید بدردتون می خوره



تاريخ : 93/04/31 | 14:4 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آقا دقت کردین بعضیا در ماه رمضان دودقیقه مانده به اذان صبح چطوری غذا میخورن!


ایناهاش اینطوری:






تاريخ : 93/04/31 | 14:2 | نویسنده : علی اکبر دهقانی رخ |